أبو علي سينا

43

طبيعيات ( فارسى )

حاصل شده بودندى اگر بنا گاه روزن ببستندى « 1 » آن جسمها « 2 » آنجا بماندندى « 3 » هم چنان روشن . مگر گويند كه « 4 » اين جسمها را آنگاه « 5 » روشنائى بشود « 6 » و ايشان بمانند جسمهاى بىروشنائى - « 7 » و بىگرمى ، - و بمقابله روشنائى پذيرند « 8 » ، پس روشنائى « 9 » عرض بود . - و بمقابله از آفتاب اندر آن « 10 » جسمها افتد ، و خود آن جسمها چه به كار آيد « 11 » كه بمقابلهء خود اندر زمين بشايد « 12 » افتادن ، و زمين بروشن شدن خود گرم شود ، چنان كه آن جسمها . و عجبتر آنست كه : آن جسمها اندر همه « 13 » هوا چگونه مداخل شوند ؟ ! « 14 » و اگر پراكنده بوند چون به زمين رسند چگونه زود اندر پيوندند « 15 » ، و يك با هم نشينند - بىزمان « 16 » ؟ ! .

--> ( 1 ) بستندى - ه - د . ( 2 ) كه اندر وى ( تا ) ، آن جسمها - در نسخهء « ن » نيست . ( 3 ) بماندى و - آ . ( 4 ) كه گويند - آ ، - گويد كه - ه ، - بكر گويند كه - ن . ( 5 ) ناگاه - ك - خ م - ط - د - ن . ( 6 ) نشود - ه . ( 7 ) بمانند و الخ - ه ، - بماننده جسمهاى روشنائى - ن . ( 8 ) پذيرد - آ ، - پذيراند - د . ( 9 ) روشناى - ط - د . ( 10 ) اندرون - ه . ( 11 ) بكاراند - ق - آ - ل - كب ، - به كار آيند - ه . ( 12 ) نشايد - آ - ط - ن ، - بشا - ه . ( 13 ) بى : همه - آ - كب . ( 14 ) شود - ه . ( 15 ) پيوندد - ه ، - پيوندنز - ن . ( 16 ) نشيند بىزمان - آ ، - نشنيند زمان - ن .